Academic Positions

  • Associate professor2013

    Department of Environmental Education

  • Associate professor2014

    Department of Environmental Education

  • Associate professor2019

    Department of Environmental Education

Educations

  • -0001Bachelor of Science

    sea ​​Biology

    Shahid Beheshti University

  • -0001Master of Science

    biology

    Tarbiat Modarres University

  • -0001Ph.D

    sea ​​Biology

    Shahid Beheshti University

Executives

Favouriates

Filter by type:

Sort by year:

Early ontogenetic development of digestive system in Schizothorax zarudnyi Nikolskii, 1897 (Actinopterygii: Cyprinidae) larvae

Mohsen Shahriari Moghadam
ثبت نشده , ثبت نشده , Year : 2014 , Pages: 194-203, ISSN: Journal Paper

Abstract

Isolation, Identification and Optimization of Phenanthrene Degrading Bacteria From the Coastal Sediments of Nayband Bay

Mohsen Shahriari Moghadam
ثبت نشده , ثبت نشده , Year : 2013 , Pages: -, ISSN: Journal Paper

Abstract

Biodegradation of polycyclic aromatic hydrocarbons by a bacterial consortium enriched from mangrove sediments

Mohsen Shahriari Moghadam
IRAN , JOURNAL OF ENVIRONMENTAL HEALTH SCIENCE AND ENGINEERING , Year : 2014 , Pages: 114-, ISSN:2052-336X Journal Paper

Abstract

Changes in Chloride Cell Abundance, Na+, K+-ATPase Immunolocalization and Activity in the Gills of GoldenGrey Mullet, Liza aurata, Fry During Adaptationto Differend Salinities

Mohsen Shahriari Moghadam
ثبت نشده , ثبت نشده , Year : ثبت نشده , Pages: 49-54, ISSN: Journal Paper

Abstract

Statistical Optimization of Crude Oil Biodegradation by Marinobacter sp. Isolated from Qeshm Island, Iran

Mohsen Shahriari Moghadam
ثبت نشده , ثبت نشده , Year : 2014 , Pages: 1-7, ISSN: Journal Paper

Abstract

LARVAL ORGANOGENESIS OF Schizothorax zarudnyi (Nikolskii, 1897) (Cyprinidae): HISTOLOGICAL ASPECTS

Mohsen Shahriari Moghadam
ثبت نشده , ثبت نشده , Year : 2014 , Pages: 121-130, ISSN: Journal Paper

Abstract

Genetic analysis of Rutilus rutilus caspicus (Jakowlew 1870) populations in Iran by microsatellite markers

Mohsen Shahriari Moghadam
ثبت نشده , ثبت نشده , Year : 2007 , Pages: 953-956, ISSN: Journal Paper

Abstract

Genetic comparison of Iranian and Azeri populations of the oriental bream Abramis brama orientalis (Berg) using microsatellites

Mohsen Shahriari Moghadam
ثبت نشده , ثبت نشده , Year : 2007 , Pages: 1742-1746, ISSN: Journal Paper

Abstract

مطالعه انباشتگي جيوه و ضايعات بافتي آن در كليه و آبشش ماهي كفال طلايي (Liza aurata)

محسن شهریاری مقدم
ثبت نشده ، ثبت نشده ، سال : ثبت نشده ، صفحات : 19-27، شاپا: مقاله در مجله

چکیده

مطالعه فراساختار سلولهاي يونوسيت : آبشش گربه ماهي (Silurus ganis ) منطقه مهاباد

محسن شهریاری مقدم
ثبت نشده ، ثبت نشده ، سال : ثبت نشده ، صفحات : 51-61، شاپا: مقاله در مجله

چکیده

تعيين غلظت كشنده و ميزان انباشتگي زيستي كلريد جيوه در بچه ماهي سفيد

محسن شهریاری مقدم
ثبت نشده ، ثبت نشده ، سال : ثبت نشده ، صفحات : 101-106، شاپا: مقاله در مجله

چکیده

Proteome modifications of juvenile beluga brain as an effect of dietary methylmercury

Mohsen Shahriari Moghadam
ثبت نشده , ثبت نشده , Year : 2009 , Pages: 243-248, ISSN: Journal Paper

Abstract

Effects of refrigerated storage on the microstructure and quality of Grouper (Epinephelus coioides) fillets

Ebrahim Alizadeh Doughikollaee,,محمد صدیق مرتضوی,Mohsen Shahriari Moghadam
India , Journal of Food Science and Technology , Year : 2014 , Pages: 929-935, ISSN:0022-1155 Journal Paper

Abstract

Refrigerated storage is the simplest method of preserving for short time handling and storage of fish. The objective of this study was to investigate the effects of refrigerated storage on the microstructure, physicochemical (proximate composition, pH, TVB-N, LHC), microbial (total mesophilic count, TMC and total psychrotrophic count, TPC) and sensory changes of grouper (Epinephelus coioides) fillets during a 14-day period at +4 °C. The estimated TVB-N value was significantly different in all days of storage. TPC value reached to a limiting level for human consumption (107 microorganism/ g) after the 10th day of storage while TMC remained under the limited acceptability until 14 days. Cellular tissue damage was observed after 7 days of storage. The shelf life of grouper was approximately ~8–9 days according to the results of sensory, chemical and microbial analysis.

تاثیر اسانس رزماری (Rosmarinus officinalis) بر کیفیت سوریمی کپور نقره‌ای (Hypophthalmichthys molitrix) تلقیح شده با باکتری اشرشیاکلی (Escherichia coli) طی نگهداری در یخچال

ابراهیم علی زاده دوغی کلائی ,مهدیه واحدی سرریگانی,محسن شهریاری مقدم ,مصطفی یوسف اللهی
ايران ، علوم آبزی پروری ، سال : 2018 ، صفحات : 50-63، شاپا: 2322-5351 مقاله در مجله

چکیده

هدف این تحقیق بررسی تاثیر مهارکنندگی اسانس برگ رزماری بر باکتری اشرشیاکلی تلقیح شده در سوریمی کپور نقرهای طی نگهداری در یخچال ) 4 درجهسانتیگراد( میباشد. سوریمی با باکتری اشرشیاکلی تلقیح ) CFU/g 310 ( و با غلظتهای 1 ، 2 و 3 میکرولیتر برگرم اسانس برگ رزماری تیمار و پس از بستهبندی در یخچال ) 4 درجه سانتی گراد( نگهداری گردید. فراسنجههای شیمیایی )پراکسید، تیوباربیتوریک اسید و مجموع بازهای نیتروژنی فرار( و میکروبی )شمارش باکتری اشرشیاکلی، باکتریهای کل و باکتریهای سرما دوست( در زمانهای 24 ، 72 ، 144 ، 216 و 288 ساعت اندازهگیری شدند. مقدار پراکسید، تیوباربیتوریک اسید و مجموع بازهای نیتروژنی فرار تیمار حاوی باکتری اشرشیاکلی بدون اسانس بیشتر از سایر تیمارها بود. مقادیر این شاخصها طی نگهداری در همه تیمارها افزایش یافت، اما این افزایش در تیمارهای حاوی اسانس برگ رزماری کمتر بود. تیمارهای حاوی اسانس برگ رزماری دارای باکتریهای کل و سرما دوست کمتری بودند. تعداد باکتری اشرشیاکلی در تیمارهای حاوی اسانس برگ رزماری تا 144 ساعت افزایش و پس از آن کاهش یافت، اما در تیمار حاوی باکتری اشرشیاکلی بدون اسانس طی نگهداری افزایش یافت. تمام غلظتهای اسانس برگ رزماری رشد باکتری اشرشیاکلی را طی زمان نگهداری مهار کرده ولی غلظت 3 میکرولیتر بر گرم بیشترین تاثیر را بر مهار رشد باکتری اشرشیاکلی نشان داد. نتایج این تحقیق نشان داد که اسانس برگ رزماری دارای خاصیت آنتی میکروبی و آنتی اکسیدانی بوده و میتوان از آن بهعنوان یک نگهدارنده طبیعی در محصولات شیلاتی استفاده نمود.

ارزیابی اثر نایسین، استات سدیم و دما بر کیفیت فیله کپور علفخوار تلقیح شده با استافیلوکوکوس اورئوس

ابراهیم علی زاده دوغی کلائی ,نادر چراغی,محسن شهریاری مقدم
ايران ، پژوهشهای علوم و صنایع غذایی ایران ، سال : 2018 ، صفحات : 803-815، شاپا: 1735-4161 مقاله در مجله

چکیده

استافیلوکوکوس ‌اورئوس عامل بیماری ‌زای مهمی در بروز مسمومیت های غذایی می‌باشد. هدف این پژوهش بررسی اثر نایسین، سدیم استات و دما بر رشد استافیلوکوکوس ‌اورئوس (PTCC 1189) در فیله کپور ‌علفخوار با استفاده از طرح آزمایش تاگوچی با آرایه L4 (23) می¬باشد. فیله ¬ها پس از تلقیح با باکتری استافیلوکوکوس ‌اورئوس (CFU/g 103) و افزودن نایسین (IU/g 750 و 1000 ) و استات سدیم (1 و 2%) در دماهای (4 و 8 درجه‌ سانتی‌‌گراد) نگهداری شدند. پارامتر های شیمیایی (پراکسید (PV)، تیوبار بیتوریک اسید (TBA) و مجموع بازهای نیتروژنی فرار (TVB-N)) و تعداد باکتری استافیلوکوکوس ‌اورئوس در روزهای صفر، 3، 6 و 9 اندازه¬گیری شدند. کمترین و بیشترین میزان PV،TBA و TVB-N به ترتیب در تیمار 2 (استات سدیم 2%، نایسین IU/g 750، دما 4 درجه سانتی گراد) و تیمار 4 (استات سدیم 1%، نایسین IU/g 750، دما 8 درجه سانتی گراد) در انتهای دوره نگهداری مشاهده گردید. نتایج شمارش باکتری استافیلوکوکوس ‌اورئوس نشان داد که رشد باکتری استافیلوکوکوس ‌اورئوس در تیمار 4 نسبت به سایر تیمار ها بیشتر بود. نتایج این تحقیق نشان داد که تیمار حاوی نایسین (IU/g 750)، استات سدیم (2%) و دما ( 4 درجه سانتی‌گراد) کارآمدی بیشتری در نگهداری فیله کپور علفخوار داشته در حالی که مدل سازی تاگوچی نایسین (IU/g 1000)، استات سدیم (2%) و دما ( 4 درجه سانتی‌گراد) را به عنوان شرایط بهینه نگهداری پیشنهاد می کند.

اثر اسانس دانه زنیان (Carum copticum) بر باکتری اشرشیاکلی تلقیح شده در گوشت چرخ شده کپور معمولی (Cyprinus carpio)

ابراهیم علی زاده دوغی کلائی ,سمیرا فرامرزپوردارزینی,محسن شهریاری مقدم ,مصطفی یوسف اللهی
ايران ، علوم آبزی پروری ، سال : 2018 ، صفحات : 92-104، شاپا: 2322-5351 مقاله در مجله

چکیده

هدف این تحقیق تاثیر اسانس دانه زنیان بر مهار رشد باکتری اشرشیاکلی تلقیح شده در گوشت چرخ شده کپور معمولی هنگام نگهداری در یخچال (4 درجه سانتی گراد) بود. اسانس دانه زنیان با غلظت های 2، 3 و 4 میکرولیتر برگرم به گوشت چرخ شده کپور معمولی تلقیح شده (CFU/g 103) با باکتری اشرشیاکلی اضافه و پس از بسته بندی در یخچال (4 درجه سانتی گراد) نگهداری گردیدند. فراسنجه‌های شیمیایی (پراکسید، تیوباربیتوریک اسید و مجموع بازهای نیتروژنی فرار) و میکروبی (شمارش باکتری اشرشیاکلی، باکتری‌های مزوفیل هوازی و باکتری های سرما گرا) در زمان های 24، 72، 144، 216 و 288 ساعت اندازه گیری شدند. مقدار پراکسید، تیوباربیتوریک اسید و مجموع بازهای نیتروژنی فرار طی نگهداری در همه تیمارها افزایش یافت، اما این افزایش در تیمارهای حاوی اسانس دانه زنیان کمتر بود. میزان باکتری‌های مزوفیل هوازی و سرماگرا با افزایش اسانس دانه زنیان کاهش یافت. تیمارهای حاوی اسانس دانه زنیان رشد باکتری اشرشیاکلی را مهار کرده و پس از 144 ساعت سبب کاهش آن گردیدند. غلظت 4 میکرولیتر بر گرم اسانس دانه زنیان بیشترین تاثیر را بر فراسنجه های شیمیایی و میکروبی نشان داد. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که اسانس دانه زنیان دارای خاصیت آنتی میکروبی و آنتی اکسیدانی بوده و برای نگهداری فرآورده های شیلاتی توصیه می گردد.

بررسی اثرات شوری بر بازماندگی، رشد، شاخصهای خونی و بافتشناسی Schizothorax zarudnyi (Nikolskii, 1897) هامونماهی آبشش

احسان احمدی فر,محسن شهریاری مقدم ,محمد شیخ اسدی,حسین ابراهیمی جرجانی,رضا فدایی
ايران ، پژوهش های ماهی شناسی کاربردی ، سال : 2018 ، صفحات : 0-0، شاپا: 2423-6349 مقاله در مجله

چکیده

شوری از عوامل محیطی مهم و تأثیرگذار بر ماهیان بوده و برای بررسی تأثیر جوانب مختلف افزایش شوری محیط، تعیین میزان بیشینه تحمل ماهی به شوری مهم است. در مطالعه حاضر میزان تحمل شوری بچهماهیان هامونماهی (zarudnyi. S (در شرایط آزمایشگاهی به روش انتقال مستقیم و تدریجی به شوریهای بالاتر و آبشش بافت هیستوپاتولوژی تغییرات، رفتار همچنین. شد مطالعه) 20g/L و 15 ،14 ،13 ،12 ،11 ،10 ،5 ،2/5) سلولهای کلراید در ماهیها مطالعه شد. در ادامه، ماهیها در شوری L/g 10 بهمدت 20 روز پرورش داده شدند و در پایان دوره پرورش میزان رشد و شاخصهای خونی نمونهها سنجش شد. میزان غلظت نیمهکشنده (LC50 ( .شد تعیین 10/52 g/L و 10/52 g/L ،10/72 g/L ،11/44 g/L بهترتیب ساعته 96 و 72 ،48 ،24 خوراکی نمک انتقال تدریجی ماهیان به شوریهای بالاتر منجر به افزایش تحمل شوری بچهماهیان به میزان L/g 13 شد. بیشترین تغییر مشاهده شده در بافت آبشش شامل جداشدگی اپیتلیوم (65 (%و کمترین تغییر مشاهده شده نکروز (14 (%بود. همچنین تعداد سلولهای کلراید پس از قرارگیری بچهماهیان در غلظت LC50 به میزان 16 % بیشتر شد. تغییر معنیدارای در میزان رشد، پروتئین کل، AST و ALP و کورتیزول در ماهیان پرورش یافته در آب شیرین و شور مشاهده نشد، در حالیکه میزان گلوکز و تریگلیسرید اختلاف معنیداری را نشان دادند. بهطور کلی نتایج این مطالعه نشاندهنده امکان پرورش هامونماهی در شوری L/g 10 میباشد، اما با توجه به رشد کم این ماهی در دوره پروش (در آب شور و شیرین) نیاز به مطالعات تکمیلی برای پرورش این ماهی است. واژههای کلیدی: zarudnyi. S ،بافت شناسی، شوری، شاخصهای خونی، سلول کلراید، کورتیزول

بررسی تغییرات بافت دستگاه گوارش گورخر ماهی )rerio Danio )تغذیه شده با جیره حاوی اسانس زیره سبز (cyminum Cuminum(

احسان احمدی فر,محسن شهریاری مقدم
ايران ، علمی شیلات ایران ، سال : 2018 ، صفحات : 25-35، شاپا: 1026-1354 مقاله در مجله

چکیده

ن مطالعه با هدف بررسی اثرات استفاده از جیره حاوی اسانس زیرهسبز (cyminum Cuminum (بر بافت روده و کبد گورخرماهی انجام شد. اسانس زیره سبز در دو غلظت kg/mg 500 و 1000 به جیره ماهیان اضافه و در پایان دوره پرورش )۸ هفته( مطالعات بافتشناسی انجام شد. نتایج نشان داد ارتفاع ویلیها، عرض ویلیها، نسبت توسعه الیه مخاطی به سروزی، قطر هسته و اندازه هپاتوسیتها، در ماهیان تغذیه شده با جیره حاوی اسانس نسبت به تیمار شاهد بیشتر بود، در حالیکه عرض کریپتها نسبت به شاهد کاهش نشان داد. در ماهیان پرورش یافته با جیره حاوی kg/mg 1000 اسانس تعداد سلولهای گابلت نسبت به ماهیان شاهد بیشتر شده بود، در حالیکه در تیمار حاوی غلظت کمتر اسانس، تعداد این سلولها نسبت به تیمار شاهد کمتر بود. به رغم مشاهده تغییرات مشخص در شاخصهای اندازهگیری شده، تنها قطر سلولهای کبدی در ماهیان تغذیه شده با جیره حاوی غلظت باالی اسانس با سایر تیمارها اختالف معنیداری نشان دادند و اندازه این سلولها در ماهیان این تیمار نسبت به سایر تیمارها بزرگتر بود. به طور کلی با توجه به افزایش نسبت توسعه الیه مخاطی به سروزی و همچنین کاهش تعداد سلولهای گابلت در ماهیان تغذیه شده با جیره حاوی kg/mg 500 اسانس زیره سبز، بنظر میرسد استفاده از غلظتهای پایین اسانس در جیره میتواند منجر به بهبود ویژگیهای هیستولوژیک دستگاه گوارش گورخر ماهی شود.

بررسی تاثیر کود حیوانی و گیاهی بر باکتری های غالب محیط کشت های دافنی Daphnia magna و پاروپای Apocyclops dengizicus

احسان احمدی فر,طیبه عنایت غلامپور,مجتبی پولادی,محسن شهریاری مقدم
ايران ، شیلات ، سال : 2018 ، صفحات : 72-81، شاپا: 2008-5729 مقاله در مجله

چکیده

بطورکلی به منظور افزایش راندمان تولید غذای زنده، مطالعه روابط میان زئوپلانکتونها و باکتریها اهمیت ویژهایی دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی باکتریهای غالب در محیط کشت Daphnia pulex )آنتن منشعبان( و Apocyclops dengizicus )پاروپایان( تغذیه شده با کود )گوسفندی + مرغی به نسبت 1:1 وزنی(، سبزیجات )شنبلیله + آویشن + مرزه به نسبت 1:1:1 وزنی( و جلبک Oscillatoria africanum ، تاثیر نوع محیط کشت بر تراکم سخت پوستان پرورش یافته و شاخصهای کیفی آب انجام شد. نتایج نشان داد جیرههای مختلف غذایی تاثیر معنیداری بر تراکم D. pulex و A. dengizicus ، جمعیت باکتریایی، BOD و COD محیط کشت داشتهاند. باکتریهای غالب در محیط کشت D. pulex حاوی کود و سبزیجات متعلق به جنس Acinetobacter و در محیط کشت دارای O. africanum جنس Aeromonas غالب بود. همچنین در محیط کشت A. dengizicus تغذیه شده با کود، سبزیجات و O. africanum به ترتیب Neisseria ، Enterobacteria و Alcaligenes جنسهای غالب بودند. بیشترین جمعیت میکروبی در محیط کشت D. pulex تغذیه شده با کود ) cell/ml410 × 11 ( و در محیط کشت A. dengizicus تغذیه شده با O. africanum ( cell/ml310 × 12 ( سنجش شد. همچنین بیشترین میزان تراکم D. pulex ( 9 / 11 ± 289 ( و A. dengizicus ( 2 / 19 ± 188 ( در محیط کشت تغذیه شده با جلبک O. africanum و کمترین میزان آن در محیط کشت تغذیه شده با کود )به ترتیب 1 / 1 ± 15 و 1 / 4 ± 30 ) بدست آمد. بیشترین BOD و COD در محیط کشت D. pulex و A. dengizicus حاوی سبزیجات )به ترتیب 101 و 298 میلی گرم در لیتر( سنجش شد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد همبستگی معنیداری بین تراکم D. pulex با جمعیت باکترایی وجود نداشته، اما بین جمعیت باکترایی با تراکم A. dengizicus همبستگی معنیداری وجود داشته است. همچنین بین تراکم D. pulex و A. dengizicus ، با BOD و COD همبستگی معنیداری دیده شد. به طور کلی می توان بیان کرد برای رسیدن به بالاترین میزان تراکم D. pulex و A. dengizicus محیط کشت حاوی جلبک O. africanum کارایی بالاتری دارد. همچنین گونه زئوپلانکتون پرورشی و جیره غذایی استفاده شده طی دوره پرورش بر نوع باکتریها و تراکم جمعیتی آنها تاثیر گذار است

بررسی اثرات شوری بر بازماندگی، رشد، شاخص های خونی و بافت شناسی آبشش هامون ماهی Schizothorax zarudnyi

محسن شهریاری مقدم ,احسان احمدی فر,محمد شیخ اسدی,حسین ابراهیمی جرجانی,رضا فدایی
ايران ، پژوهش های ماهی شناسی کاربردی ، سال : 2018 ، صفحات : 103-118، شاپا: 2423-6349 مقاله در مجله

چکیده

شوری از عوامل محیطی مهم و تاثیر گذار بر ماهیان بوده و برای بررسی تاثیر جوانب مختلف افزایش شوری محیط، تعیین میزان بیشینه تحمل ماهی به شوری مهم است. در مطالعه حاضر میزان تحمل شوری بچه ماهیان هامون­ماهی (Schizothorax zarudnyi) در شرایط آزمایشگاهی به روش انتقال مستقیم و تدریجی به شوری­های بالاتر (5/2، 5، 10، 11، 12، 13، 14، 15 و g/L20) مطالعه شد. هم­چنین رفتار، تغییرات هیستوپاتولوژی بافت آبشش و سلول­های کلراید در ماهی­ها مطالعه شد. در ادامه ماهی­ها در شوری g/L 10 به مدت 20 روز پرورش داده شدند و در پایان دوره پرورش میزان رشد و شاخص­های خونی نمونه­ها سنجش شد. میزان غلظت نیمه کشنده (LC50) نمک خوراکی 24، 48، 72 و 96 ساعته به ترتیب g/L 44/11، g/L 72/10، g/L 52/10 و g/L 52/10 تعیین شد. انتقال تدریجی ماهیان به شوری­های بالاتر منجر به افزایش تحمل شوری بچه­ماهیان به میزان g/L 13 شد. بیش­ترین تغییر مشاهده شده در بافت آبشش شامل جدا­شدگی اپی­تلیوم (65%) و کم­ترین تغییر مشاهده شده نکروز (14%) بود. هم­چنین تعداد سلول­های کلراید پس از قرار­گیری بچه­ماهیان در غلظت LC50 به میزان 16% بیشتر شد. تغییر معنی­دارای در میزان رشد، پروتئین کل، AST و ALP و کورتیزول در ماهیان پرورش یافته در آب شیرین و شور مشاهده نشد، در حالی که میزان گلوکز و تری گلیسرید اختلاف معنی­داری را نشان دادند. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان دهنده امکان پرورش هامون­ماهی در شوری g/L 10 می­باشد، اما با توجه به رشد کم این ماهی در دوره پروش (در آب شور و شیرین) نیاز به مطالعات تکمیلی برای پرورش این ماهی است.

اثر اسانس دانه رازیانه بر باکتری استافیلوکوکوس اورئوس در گوشت چرخ شده کپور معمولی (Cyprinus carpio)

ابراهیم علی زاده دوغی کلائی ,صفورا بهرامی,محسن شهریاری مقدم
ايران ، بهداشت مواد غذائی ، سال : 2019 ، صفحات : 1-14، شاپا: 2228-7647 مقاله در مجله

چکیده

خاصیت ضدباکتریایی اسانس گیاهان دارویی سبب افزایش کاربرد آن­ها به‌عنوان نگهدارنده طبیعی در مواد غذایی گردیده است. هدف این مطالعه تعیین تأثیر اسانس دانه رازیانه بر کیفیت گوشت چرخ شده کپور معمولی (Cyprrinus carpio) تلقیح شده ( CFU/g103) با استافیلوکوکوس ‌اورئوس طی نگهداری در یخچال (4 درجه سلسیوس) بوده است. اسانس با استفاده از دستگاه کلونجر به‌روش تقطیر آبی استخراج و در غلظت­های 4، 6 و 8 میکرولیتر بر گرم به گوشت چرخ‌شده تلقیح شده با استافیلوکوکوس ‌اورئوس اضافه گردید. فراسنجه‌های میکروبی (شمارش باکتری استافیلوکوکوس ‌اورئوس، باکتری‌های مزوفیل هوازی (TVC) و باکتری‌های سرماگرا (PTC)) و شیمیایی (pH، تیوباربیتوریک اسید (TBA) و مجموع بازهای نیتروژنی­فرار (TVB-N)) در زمان­های 24، 72، 144، 216 و 288 ساعت اندازه‌گیری شدند. براساس نتایج این مطالعه، تعداد باکتری استافیلوکوکوس ‌اورئوس با گذشت زمان در شاهد افزایش یافته بود ولی در تیمارهای حاوی اسانس کاهش یافته بود. کم‌ترین تعدادTVC و PTC در گوشت چرخ شده حاوی 8 میکرولیتر بر گرم اسانس مشاهده گردید. تفاوت معنی­داری (p>0.05) بین pH شاهد و تیمارهای حاوی اسانس مشاهده گردید. مقدار TBA و TVB-N تیمارها طی نگهداری افزایش یافته بود ولی این افزایش در تیمارهای حاوی اسانس کمتر بود. فیله‌های حاوی 6 میکرولیتر بر گرم اسانس دارای خواص حسی بهتری بودند. نتایج این تحقیق نشان داد که اسانس دانه رازیانه دارای خاصیت آنتی‌اکسیدانی و آنتی‌باکتریایی بوده و موجب افزایش زمان ماندگاری گوشت چرخ شده کپور معمولی هنگام نگهداری در یخچال گردید. (p>0.05)

Biodegradation of malathion by a bacterium isolated from the Arvandkenar region in Iran

Mohsen Shahriari Moghadam,Banafshe Nadalian,Gholamhossein Ebrahimipour
IRAN , Advances in Environmental Technology , Year : 2016 , Pages: 55-61, ISSN:2476-6674 Journal Paper

Abstract

The global use of pesticides has resulted in the contamination of various ecosystems worldwide. The impact of these pesticides can be reduced through bioremediation. The factors that influence the biodegradation rate include the isolation of efficient bacteria for use in remediation and the determination of optimal biodegradation conditions. In this study, malathion degrading bacteria were isolated from agricultural soil samples taken from the Arvandkenar region in Iran. To optimize the biodegradation of malathion by an isolated strain, the effect of four parameters (temperature, salinity, NH4Cl and K2HPO4) was evaluated while considering protein concentrations at different times. The malathion remaining in the media was measured using the gas chromatography method. A gram-negative bacterium strain BNA1 with malathion biodegrading ability was isolated from the soil sample which showed a 99% similarity to Serratia marcescens. The optimum biodegradation condition occurred at a temperature = 30 ˚C, salinity = 0 %, NH4Cl = 0.25 g/L and K2HPO4 = 0.25 g/L. A biodegradation efficiency of 65% was obtained under the abovementioned condition. The results of this study revealed the significant capability of BNA1 in the biodegradation of malathion. Therefore, the use of an isolated strain may be considered as an important tool in the bioremediation of pesticidecontaminated soil

بررسی تأثیر کود حیوانی و گیاهی بر باکتری های غالب محیط کشت های دافنی Daphnia pulex و پاروپای Apocyclops dengizicus

محسن شهریاری مقدم ,احسان احمدی فر,طیبه عتایت غلامپور,مجتبی پولادی
ايران ، شیلات ، سال : 2018 ، صفحات : 72-81، شاپا: 2008-5729 مقاله در مجله

چکیده

بطورکلی به منظور افزایش راندمان تولید غذای زنده، مطالعه روابط میان زئوپلانکتون­ ها و باکتری ­ها اهمیت ویژه ­ایی دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی باکتری­ های غالب در محیط کشت­ Daphnia pulex (آنتن منشعبان) و Apocyclops dengizicus (پاروپایان) تغذیه شده با کود (گوسفندی + مرغی به نسبت 1:1 وزنی)، سبزیجات (شنبلیله + آویشن + مرزه به نسبت 1:1:1 وزنی) و جلبک Oscillatoria africanum، تاثیر نوع محیط کشت بر تراکم سخت پوستان پرورش یافته و شاخص ­های کیفی آب انجام شد. نتایج نشان داد جیره ­های مختلف غذایی تاثیر معنی ­داری بر تراکم D. pulex و A. dengizicus، جمعیت باکتریایی، BOD و COD محیط کشت داشته ­اند. باکتری­ های غالب در محیط کشت D. pulex حاوی کود و سبزیجات متعلق به جنس Acinetobacter و در محیط کشت دارای O. africanum جنس Aeromonas غالب بود. همچنین در محیط کشت A. dengizicus تغذیه شده با کود، سبزیجات و O. africanum به ترتیب Neisseria، Enterobacteria و Alcaligenes جنس­ های غالب بودند. بیشترین جمعیت میکروبی در محیط کشت D. pulex تغذیه شده با کود (cell/ml104×11) و در محیط کشت A. dengizicus تغذیه شده با O. africanum(cell/ml103×12) سنجش شد. همچنین بیشترین میزان تراکم D. pulex (289±11/9) و A. dengizicus(188±19/2) در محیط کشت تغذیه شده با جلبک O. africanum و کمترین میزان آن در محیط کشت تغذیه شده با کود (به ترتیب1/1 ±15 و 4/1±30) بدست آمد. بیشترین BOD و COD در محیط کشت D. pulex و A. dengizicus حاوی سبزیجات (به ترتیب 101 و 298 میلی­گرم در لیتر) سنجش شد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد همبستگی معنی ­داری بین تراکم D. pulex با جمعیت باکترایی وجود نداشته، اما بین جمعیت باکترایی با تراکم A. dengizicus همبستگی معنی­ داری وجود داشته است. همچنین بین تراکم D. pulex و A. dengizicus، با BOD و COD همبستگی معنی­ داری دیده شد. به طور کلی می توان بیان کرد برای رسیدن به بالاترین میزان تراکم D. pulexو A. dengizicus محیط کشت حاوی جلبک O. africanum کارایی بالاتری دارد. همچنین گونه زئوپلانکتون پرورشی و جیره غذایی استفاده شده طی دوره پرورش بر نوع باکتری ها و تراکم جمعیتی آنها تاثیر گذار است.

تجزیه زیستی نفت خام توسط باکتری تولید‌کننده بیوسورفکتانت جداسازی شده از سواحل بندرعباس

محسن شهریاری مقدم ,طاهره عبدلی,غلامحسین ابراهیمی پور
ايران ، نشریه زیست شناسی دریا ، سال : 2018 ، صفحات : 53-64، شاپا: 2322-1410 مقاله در مجله

چکیده

خلیج­فارس از متنوع‌ترین بوم‌سازگان دنیا بوده و به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و راهبردیش به طور مداوم در معرض آلاینده‌های نفتی می‌باشد، در نتیجه توسعه روش‌های کارآمد برای تصفیه آلودگی‌ها ضروری است. هدف از مطالعه حاضر، تعیین توانایی تولید بیوسورفکتانت توسط سویه TA1 (Alcanivorax dieselolei)، توانایی تجزیه زیستی ترکیبات مختلف تشکیل­دهنده نفت خام و همچنین کنتیک تجزیه زیستی نفت خام توسط این سویه است. توانایی سویه TA1 در تولید بیوسورفاکتانت در محیط کشت پایه نمکی حاوی منابع مختلف کربن سنجیده شد. قابلیت سویه TA1 در تجزیه ترکیبات مختلف نفت خام توسط روش وزن سنجی انجام گرفت. کنتیک تجزیه زیستی نفت خام توسط این سویه در محیط کشت دارای غلظت‌های مختلف نفت خام مطالعه شد. بررسی مدل‌های مختلف کنتیک تجزیه زیستی با تطبیق آنها با داده‌های بدست آمده انجام گرفت. نتایج نشان داد سویه TA1 تنها در محیط حاوی نفت خام قادر به تولید بیوسورفکتانت می‌باشد. این سویه به‌ترتیب 46/95 درصد، 52/89 درصد، 95/29 درصد و 20/27 درصد از ترکیبات آلیفاتیک، آروماتیک، رزینی و آسفالتن­های موجود در نفت خام را تجزیه کرد. سویه TA1 در غلظت‌های مختلف نفت خام قادر به رشد بود و با افزایش غلظت اولیه نفت خام فاز تاخیری و زمان تجزیه زیستی افزایش یافت. نتایج نشان داد مدل ایبا بهترین مدل برای توصیف تجزیه زیستی نفت خام توسط سویه TA1 است. در نتیجه­گیری کلی، با توجه به تولید بیوسورفکتانت توسط سویه TA1، قابلیت این سویه در تجزیه زیستی ترکیبات مختلف نفت خام و همچنین توانایی این سویه در مصرف ترکیبات هیدروکربنی در غلظت بالای سوبسترا، می‌توان از این سویه به صورت کارآمدی در زیست پالایی مناطق آلوده به ترکیبات نفتی استفاده کرد.

بررسی تغییرات بافت دستگاه گوارش گورخر ماهی (Danio rerio) تغذیه شده با جیره حاوی اسانس زیره سبز (Cuminum cyminum)

محسن شهریاری مقدم ,احسان احمدی فر
ايران ، مجله علمی شیلات ایران ، سال : 2018 ، صفحات : 25-35، شاپا: 2322-5998 مقاله در مجله

چکیده

این مطالعه با هدف بررسی اثرات استفاده از جیره حاوی اسانس زیره‌‌سبز (Cuminum cyminum) بر بافت روده و کبد گورخر‌‌ماهی انجام شد. اسانس زیره سبز در دو غلظتmg/kg 500 و 1000 به جیره ماهیان اضافه و در پایان دوره پرورش (۸ هفته) مطالعات بافت‌شناسی انجام شد. نتایج نشان داد ارتفاع ویلی‌‌ها، عرض ‌‌ویلی‌‌ها، نسبت توسعه لایه مخاطی به سروزی، قطر هسته و اندازه هپاتوسیت‌ها، در ماهیان تغذیه شده با جیره حاوی اسانس نسبت به تیمار شاهد بیشتر بود، در حالیکه عرض کریپت‌‌ها نسبت به شاهد کاهش نشان داد. در ماهیان پرورش یافته با جیره حاوی mg/kg 1000 اسانس تعداد سلول‌‌های گابلت نسبت به ماهیان شاهد بیشتر شده بود، در حالیکه در تیمار حاوی غلظت کمتر اسانس، تعداد این سلول‌‌ها نسبت به تیمار شاهد کمتر بود. به ‌‌رغم مشاهده تغییرات مشخص در شاخص‌‌های اندازه‌‌گیری شده، تنها قطر سلول‌‌های کبدی در ماهیان تغذیه شده با جیره حاوی غلظت بالای اسانس با سایر تیمار‌‌ها اختلاف معنی‌‌داری نشان دادند و اندازه این سلول‌‌ها در ماهیان این تیمار نسبت به سایر تیمار‌‌ها بزرگتر بود. به طور کلی با توجه به افزایش نسبت توسعه لایه مخاطی به سروزی و همچنین کاهش تعداد سلول‌‌های گابلت در ماهیان تغذیه شده با جیره حاوی mg/kg 500 اسانس زیره سبز، بنظر می‌رسد استفاده از غلظت‌‌های پایین اسانس در جیره می‌‌تواند منجر به بهبود ویژگی‌‌های هیستولوژیک دستگاه گوارش گورخر ماهی شود.

بررسی افزودن عصاره برگ درخت خرمالو (Diospyros kaki) در جیره غذایی ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) و تاثیر بر برخی فراسنجه های خونی و ایمنی غیراختصاصی

محسن شهریاری مقدم ,احسان احمدی فر,نجمه شیخ زاده
ايران ، علوم آبزی پروری ، سال : 2019 ، صفحات : 27-36، شاپا: 2322-5351 مقاله در مجله

چکیده

امروزه از گیاهان دارویی به­ عنوان محرک ایمنی، رشد و تقویت کننده سیستم فیزیولوژیک آبزیان استفاده می ­شود. در این پژوهش اثر عصاره برگ درخت خرمالو (Diospyros kaki) بر فاکتورهای خونی و ایمنی ماهی کپور معمولی مورد بررسی قرار گرفت. برای این هدف 400 قطعه بچه ماهی کپور معمولی با میانگین وزنی 2/72±16/11 گرم در چهار تیمار با سه تکرار به ­صورت تصادفی تقسیم شدند. عصاره برگ خرمالو به مقدار 0، 1، 3 و 5 درصد به جیره غذایی پایه اضافه و ماهیان به ­مدت 60 روز به میزان 3 درصد وزن بدن و در 3 وعده تغذیه شدند. مقایسه شاخص ­های خونی نشان داد که بالاترین مقادیر هموگلوبین، هماتوکریت و گلبول قرمز در تیمار حاوی بالاترین غلظت عصاره بوده است (0/05>P). شمارش افتراقی گلبول­ های سفید نشان داد بیشترین مقادیر مونوسیت، لنفوسیت و نوتروفیل در تیمار حاوی 5 درصد عصاره وجود داشته است. مقایسه شاخص ­های بیوشیمیایی نشان داد، مقادیر پروتئین کل و گلوکز در بین تیمارهای آزمایشی و تیمار شاهد تفاوت معنی ­داری نداشت (0/05<P). مقدار کلسترول به­ طور معنی­ داری در تیمار 5 درصد بیشتر از سایر تیمارها بود (0/05>P). فعالیت آنزیم­ های پروتئاز و آلکالین فسفاتاز و همچنین مقادیر ایمونوگلوبین و لیزوزیم در موکوس ماهیان در تیمارهای آزمایشی به ­طور معنی­ داری بیشتر از تیمار شاهد بود و بیشترین مقدار آن در تیمار 5 درصد مشاهده گردید (0/05>P). با توجه به نتایج این تحقیق عصاره برگ درخت خرمالو می­تواند به­ عنوان یک مکمل غذایی مفید جهت تقویت شاخص­های ایمنی در ماهی کپور­معمولی مورد استفاده قرار گیرد.

بررسی شرایط بهینه حذف Zn+2 با استفاده از زیست‌توده باکتری‌های جداسازی شده ازمعدن راونج

محسن شهریاری مقدم ,مهدی صفری,محسن صمیمی,زهرا عزیزی
ايران ، مجله تحقیقات آب و خاک ایران ، سال : 2009 ، صفحات : 149-160، شاپا: 2008-479X مقاله در مجله

چکیده

آلودگی محیط به فلزات سنگین از مهم­ترین معضلات زیست‌محیطی بوده و منجر به آسیب‌های جدی بر سلامت انسان می­شود. به منظور کاهش اثرات زیان‌بار این فلزات باید روش‌های تصفیه آن­ها توسعه یابد که در این بین استفاده از جاذب­های زیستی اهمیت ویژه‌ای دارد. هدف از این مطالعه جداسازی باکتری‌های مقاوم به از معدن سرب و روی راونج و شناسایی کارآمدترین سویه برای جذب روی بود. بدین منظور از رسوبات معدن، نمونه‌برداری انجام شد و باکتری‌های مقاوم به غنی­سازی و خالص­سازی شدند. پس از تعیین مقاومت جدایه­های خالص‌شده به ، کارامدترین جدایه شناسایی شد. پس از آن زیست‌توده خشک سویه خالص‌شده تهیه و تأثیر متغیرهای اصلی عملیاتی شامل محیط، نسبت غلظت فلز روی به زیست‌توده باکتری() و زمان‌ماند زیست‌توده باکتری در محیط حاوی روی () بر میزان حذف با استفاده از روش سطح پاسخ و مدل Box-Behnken ارزیابی و بهینه‌سازی عددی مدل برای رسیدن به بیشترین مقدار حذف از محیط آبی انجام شد. بر اساس نتایج بدست آمده از بین جدایه­های خالص‌شده، سویه MS3 Delftia lacustris بیش­ترین توانایی را در تحمل نشان داد (1200 میلی‌گرم بر لیتر). ماکزیمم درصد حذف بر پایه مدل درجه دوم، در (یعنی )، (یعنی نسبت غلظت به زیست‌توده باکتری ) و (یعنی ) بدست آمد. حداکثر میزان جذب در آزمایش­های انجام شده بر پایه طراحی آزمایشات 860/9 %، بود و در شرایط تحت مدل 490/9 % پیش‌بینی شد که دقت بالای مدل طراحی‌شده را نشان می‌دهد. بنابراین می­توان از سویه MS3 در جذب روی، به عنوان یک جاذب زیستی مؤثر در تصفیه زیستی فلزات سنگین استفاده نمود.

Modelling current and future potential distributions of two desert jerboas under climate change in Iran

Mohsen Shahriari Moghadam,Saeed Mohammadi,Ebrahimi E,Bosso L
Netherlands , Ecological Informatics , Year : 2019 , Pages: 7-13, ISSN:1574-9541 Journal Paper

Abstract

Species distribution models (SDMs) are excellent tools to understand the factors that affect the potential distribution of several organisms at different scale. In this study, we analyzed the current potential distribution of the Blanford\\\'s Jerboa Jaculus blanfordi and the Arabian Jerboa Jaculus loftusi (Mammalia: Rodentia) in Iran and predicted the impact of climate change on their future potential distributions using two different modelling software packages: Maxent and sdm. Our results showed that precipitation was the most important variable affecting the potential distributions of J. blanfordi and J. loftusi in Iran. We also showed that the potential distributions of the two jerboas species are unlikely to be affected by climate change. All our models showed high levels of predictive performances. Thus, SDMs are a promising tool to complement data from laboratory and field studies to illuminate the biology and ecology of jerboa and inform management decisions.

Modulation of immune parameters and antioxidant defense in zebrafish (Danio rerio) using dietary apple cider vinegar

,Mahmoud A.O. Dawood,Mohsen Shahriari Moghadam,Najmeh Sheikhzadeh,Seyed Hossein Hoseinifar,Mohamed Saiyad Musthafa
Netherlands , Aquaculture , Year : 2019 , Pages: 34-41, ISSN:0044-8486 Journal Paper

Abstract

In the present study, the effects of apple cider vinegar (ACV) on some immunological parameters and expression of genes related to immune system, growth and antioxidant system in zebrafish were evaluated. Fish (mean weight 67 ± 3.5 mg) were fed four diets with ACV at 0, 1.5, 3 and 4.5% for 8 weeks. At the end of the trial, no effects were observed on the growth performance and survival rates of fish fed ACV. Significantly higher complement titer and alkaline phosphatase activity in fish fed 3 and 4.5% ACV were observed in comparison with the control group (P < .05). Lysozyme activity was significantly (P < .05) higher in fish fed 4.5% ACV compared to the control group whereas gene expression analysis by real-time PCR showed that gene encoding lysozyme was significantly upregulated in fish fed 1.5% ACV supplemented diet (P < .05). Interleukin 8 (IL8) gene expression was also significantly upregulated in fish fed with 4.5% ACV (P < .05). Meanwhile, diets with 3 and 4.5% ACV caused up-regulation of ghrelin, catalase and glutathione S-reductase genes in fish homogenates (P < .05). In conclusion, diets supplemented with ACV especially at 4.5%-had the potential to improve immunological parameters and gene expression related to immunity, antioxidant system and growth performance in zebrafish.

Lactobacillus fermentum and/or ferulic acid improved the immune responses, antioxidative defence and resistance against Aeromonas hydrophila in common carp (Cyprinus carpio) fingerlings

,Mohsen Shahriari Moghadam,mahmoud dawood,سید حسین حسینی فر
Netherlands , Aquaculture , Year : 2019 , Pages: 916-923, ISSN:0044-8486 Journal Paper

Abstract

This study investigates the possible effects of using Lactobacillus fermentum (LF) and/or ferulic acid (FA) in common carp (Cyprinus carpio) on some immunological parameters as well as resistance against Aeromonas hydrophila. Four diets were prepared including control diet and three diets supplemented with LF (108 CFU/g), FA (100 mg kg−1) or LF + FA (108 CFU/g + 100 mg kg−1). After 8 weeks, fish fed LF or/and FA had significantly higher final body weight, weight gain, and specific growth rate when compared to control group (P < 0.05). The feed conversion ratio of fish fed LF or/and FA were noticeably lower than control (P < 0.05). No alterations were observed in case of haematological parameters except red blood cells (RBCs), white blood cells (WBCs), hemoglobin (Hb), and hematocrit (HCT) which were significantly (P < 0.05) increased in fish fed FA or those fed both LF and FA. Also, the WBCs of fish treated with LF or/and FA were noticeably higher than control (P < 0.05). Feeding on LF and FA notably increased the serum total protein and albumin levels (P < 0.05). The serum respiratory burst and lysozyme activity were also enhanced (P < 0.05) in fish fed both LF or/and FA. In addition, evaluation of the serum antioxidant enzymes (catalase, glutathione peroxidase (GPX), and superoxide dismutase (SOD)) activity showed significant (P < 0.05) increase in fish fed FA or both LF and FA as compared to the control. Fish fed LF and FA supplemented diet had highest survival rate after experimental challenge with pathogenic A. hydrophila. The obtained results revealed that LF and/or FA can be used as beneficial feed additive to improve the immune responses and disease resistance in early stages of common carp culture.

بررسی تاثیر مکمل گیاهی پودر آویشن و مرزه بر عملکرد رشد، نرخ بقاء، برخی شاخصهای بیوشیمیایی خون و ترکیب لاشه در ماهی کپور معمولی ) Cyprinus carpio

احسان احمدی فر,طیبه عنایت غلامپور,محسن شهریاری مقدم ,سمیرا مقدم فر,ابراهیم مسعودی
ايران ، شیلات ، سال : 2018 ، صفحات : 424-434، شاپا: 2008-5729 مقاله در مجله

چکیده

تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر مکمل گیاهی )پودر گیاه آویشن و مرزه( در چهار سطح0(H0،)2( H1 ،)5(H2،)8( H3 )و 13(H4) درصد در هر کیلوگرم جیره غذایی بر شاخصهای رشد، بقاء و بیوشیمی خون در ماهی کپورمعمولی انجام گرفت. ماهیان به مدت60 روز با جیرههای آزمایشی تغذیه شدند. نتایج نشان داد که استفاده از جیرههای آزمایشی بهطور معنیداری سبب افزایش بقاء نسبت به گروه شاهد شد )05/0<P .)باالترین وزن نهایی و نرخ رشد ویژه در تیمار H3 مشاهده گردید )05/0<P .)بهترین ضریب تبدیل غذایی در تیمار H3 مشاهده شد )05/0<P .)باالترین و پایینترین مقادیر شاخص وضعیت بهترتیب در تیمار H3 و H0 بهدست آمد )05/0<P .)با افزایش دوز مکمل گیاهی مقدار گلوکز خون کاهش پیدا کرد، اما به لحاظ آماری تفاوتی بین تیمارهای آزمایشی و گروه شاهد مشاهده نگردید. باالترین مقدار پروتئین کل در ماهیان تغذیه شده با 13 گرم در کیلوگرم مکمل گیاهی مشاهده شد )05/0<P .)مقادیر کلسترول و تری گلیسیرید با افزایش دوز مکمل گیاهی کاهش پیدا کرد )05/0<P ،)به طوریکه کمترین مقدار این فاکتورها در تیمار H3 مشاهده گردید )05/0<P.) مقادیر کمپلمانهای C3 و C4 با افزایش دوز مکمل گیاهی، روند افزایشی نشان داد و بیشترین مقدار در تیمار H4 مشاهده شد)05/0<P .) نتایج تجزیه الشه نشان داد پروتئین و خاکستر در تیمارهای مکمل گیاهی بهطور معنیداری بیشتر از تیمار شاهد بود )05/0<P )و بیشترین مقادیر آنهادر تیمار H4 مشاهده گردید )05/0<P )ولیکن مقادیر چربی و رطوبت در بین تیمارهای آزمایشی و تیمار شاهد تفاوت معنی داری نداشت )05/0>P .)بهطور کلی با توجه به عدم وجود اختالف معنیدار بین تیمارهای دارای غلظت باالی مکمل گیاهی )H3 و H4 ) استفاده از تمیار H3 به منظور بهبود عملکرد رشد، تغذیه و شاخص های بیوشیمیایی در این ماهی پیشنهاد میشود.

Biodegradation of malathion by serratia marcescens isolated from Arvandkenar region, Iran

Mohsen Shahriari Moghadam
IRAN , Advances in Environmental Technology , Year : 2016 , Pages: 55-61, ISSN:2476-6674 Journal Paper

Abstract

The global use of pesticides has resulted in the contamination of various ecosystems worldwide. The impact of these pesticides can be reduced through bioremediation. The factors that influence the biodegradation rate include the isolation of efficient bacteria for use in remediation and the determination of optimal biodegradation conditions. In this study, malathion degrading bacteria were isolated from agricultural soil samples taken from the Arvandkenar region in Iran. To optimize the biodegradation of malathion by an isolated strain, the effect of four parameters (temperature, salinity, NH4Cl and K2HPO4) was evaluated while considering protein concentrations at different times. The malathion remaining in the media was measured using the gas chromatography method. A gram-negative bacterium strain BNA1 with malathion biodegrading ability was isolated from the soil sample which showed a 99% similarity to Serratia marcescens. The optimum biodegradation condition occurred at a temperature = 30 ˚C, salinity = 0 %, NH4Cl = 0.25 g/L and K2HPO4 = 0.25 g/L. A biodegradation efficiency of 65% was obtained under the above-mentioned condition. The results of this study revealed the significant capability of BNA1 in the biodegradation of malathion. Therefore, the use of an isolated strain may be considered as an important tool in the bioremediation of pesticide-contaminated soil.

Optimal conditions for the biological removal of ammonia from wastewater of a petrochemical plant using the response surface methodology

Mohsen Shahriari Moghadam
IRAN ، Global Journal of Environmental Science and Management ، سال : 2018 ، صفحات : 315-324، شاپا: 2383-3572 مقاله در مجله

چکیده

High concentrations of nitrogen compounds, such as ammonia observed in the petrochemical industry, are the major environmental pollutants. Therefore, effective and inexpensive methods are needed for its treatment. Biological treatment of various pollutants is a low cost and biocompatible replacement for current physico-chemical systems. The use of aquatic plants is an effective way to absorb the nutrient pollutants. In this study, the optimal operating conditions in the biological removal of ammonia from the urea-ammonia wastewater of Kermanshah Petrochemical Company by Lemna gibba were determined using the response surface methodology. Lemna gibba was collected from the ponds around Kermanshah and maintained in a nutrient medium. Effect of the main operational variables such as ammonia concentration, residence time and Lemna gibba to surface ratio on optimal conditions of ammonia removal from wastewater has been analyzed using the Box-Behnken model design of experiments. Model numerical optimization was performed to achieve the maximum amount of ammonia removal from wastewater. The ammonia removal percentage varied from 13% to 88%, but the maximum amount of ammonia removal was determined at ammonia concentration of 5 ppm and Lemna gibba residence time of 11 days in wastewater based on the quadratic model. Lemna gibba to surface ratio of 2:5 was measured at 96.449%. After optimization, validation of ammonia removal was performed under optimum conditions and measured at 92.07%. Based on the experimental design and the predicted under model conditions, the maximum amounts of ammonia removal percentage in the experiments were 82.84% and 88.33% respectively, indicating the high accuracy of the model to determine the optimum conditions for the ammonia removal from wastewater.

بهینه‌سازی زیست پالایی نفت خام توسط باکتری Alcanivorax dieselolei در محیط آبی با استفاده از روش تاگوچی

محسن شهریاری مقدم
ايران ، پژوهش نفت ، سال : 2017 ، صفحات : 60-71، شاپا: 2345-2900 مقاله در مجله

چکیده

چکیده وارد شدن نفت و پساب‌های نفتی به دریاها آسیب‌های جدی به حیات آبزیان وارد می‌کند. علاوه بر آن این ترکیبات در بافت‌های بدن آبزیان تجمع یافته و سلامت انسان‌ها را تهدید می کنند، در نتیجه توسعه روش‌های کارآمد جهت تصفیه این مواد حائز اهمیت است. در این پژوهش برای ارزیابی کارایی فرآیند پاکسازی زیستی، از رسوبات و آب مناطق مختلف در سواحل خلیج فارس در مجاورت شهر بندر عباس نمونه‌برداری و پس از غنی‌سازی، کارآمدترین باکتری تجزیه کننده نفت خام جداسازی، خالص و توسط روش‌های مولکولی (S rDNA 16) و بیوشیمیایی شناسایی شد. به منظور تعیین شرایط بهینه تجزیه‌زیستی نفت خام توسط سویه جداسازی شده فاکتورهای pH، دما، تعداد باکتری تلقیح شده، غلظت NH4Cl و K2HPO4 با استفاده از طراحی آزمایش به روش تاگوچی با آرایه (L16 (45 (پنج فاکتور هر کدام در چهار سطح) بهینه‌سازی شدند. سویه خالص شده در این مطالعه TA1 نام‌گذاری و بر اساس آنالیز مولکولی 99% به Alcanivorax dieseloleiشباهت نشان داد. از میان فاکتورهای بهینه شده pH و دما تاثیر گذارترین فاکتورها در تجزیه زیستی نفت خام بودند. 9=pH، C° 35 = دما، (اg/L 1) NH4Cl، (اg/L 25/0) K2HPO4 و 1/0= مایه تلقیح (OD600nm) به عنوان شرایط بهینه در نظر گرفته شد. تحت این شرایط بیش از 80% نفت خام تجزیه گردید. با توجه به توان بالای سویه خالص شده در تجزیه نفت خام و تعیین شرایط بهینه تجزیه زیستی، نتایج این مطالعه می تواند در زیست‌پالایی مناطق آلوده به ترکیبات نفتی در منطقه استفاده شود.

بررسی تاثیرات دراز مدت تغییرات pH آب بر شاخصهای خونی بچه ماهیان کپور معمولی (Cyprinus carpio L.)

محسن شهریاری مقدم
ايران ، زیست شناسی ایران ، سال : 2009 ، صفحات : 143-150، شاپا: 2008-9406 مقاله در مجله

چکیده

هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر تغییرات pH آب (اسیدی و قلیایی)، بر شاخصهای خونی بچه ماهیان انگشت قد کپور معمولی (Cyprinus carpio L.) بود. بچه ماهیان انگشت قد کپور معمولی به مدت 21 روز در آبهایی با pHهای اسیدی (5.5 و (6.5 و قلیایی (5.5، 8 و 9) و خنثی (7.2) به عنوان گروه شاهد، نگهداری شدند. در این تحقیق، تغییرات در شکل، اندازه و جمعیت گلبولهای خونی (قرمز و سفید)، همچنین غلظت هموگلوبین و میزان قندخون بچه ماهیان قرار گرفته در مقادیر متفاوتی از pH به عنوان شاخصهای استرس، اندازه گیری و مشخص شد. نتایج نشان دادند که تغییر در pH آب (اسیدی و قلیایی)، سبب بروز تغییرات معناداری (P<0.05) در شاخصهای خونی بچه ماهیان جهت بروز استرس در آنها گردیده است که به صورت تغییر در شکل،‌ اندازه و تعداد کل گلبولهای قرمز (TECs) و گلبولهای سفید (TLCs) و همچنین تغییر در میزان هموگلوبین و گلوکز خون مشاهده شد. تغییر در پارامترهای خونی بچه ماهیان کپور معمولی بیانگر این امر است که تغییر در pH آب، سبب بر هم خوردن تبادل یونی و فعالیت اسید و باز در آبشش و به دنبال آن تغییر در pH داخلی بدن و بر هم خوردن توازن الکترولیتها و تعادل اسمزی در بدن بچه ماهیان می شود. این امر می تواند سبب افزایش مصرف انرژی در ماهیان، برای رسیدن به شرایط ثابت تعادل حیاتی (Homstasis) و در نتیجه تحت تاثیر قرار گرفتن سایر فعالیتهای فیزیولوژیک مانند رشد در ماهیان شود.

جداسازی و شناسایی باکتری تجزیه کننده نفتالین از رسوبات خلیج نایبند و بهینهسازی تجزیه زیستی نفتالین توسط آن

محسن شهریاری مقدم
ايران ، محیط زیست جانوری ، سال : 2014 ، صفحات : 69-78، شاپا: 4218-2008 مقاله در مجله

چکیده

همنظور جداسازی و شناسایی باکتری تجزیهکننده نفتالین از رسوبات خلیج نایبند و بهینهسازی تجزیه زیستی نفتالین توسط کارآمدترین سویه خالص شده رسوبات لایه هوازی بههمراه آب دریا از قسمتهای مختلف جنگلهای مانگرو خلیج نایبند جمعآوری شدند. رسوبات نمونهبرداری شده به محیط پایه معدنی حاوی نفتالین بهعنوان تنها منبع کربن اضافه شد و پس از غربالگری باکتریهای تجزیهکننده نفتالین، باکتریهای مورد نظر در محیط جامد خالصسازی شدند. کارایی باکتریهای خالص در تجزیه نفتالین در دو نوع محیط کشت )محیط کشت اول: محیط پایه معدنی حاوی 0111 میلیگرم در لیتر نفتالین و محیط کشت دوم: محیط پایه معدنی حاوی 0111 میلیگرم در لیتر نفتالین + Tween-80 ( بررسی گردید. سنجش میزان نفتالین باقیمانده در محیطهای کشت توسط دستگاه کروماتوگرافی گازی انجام گرفت. از میان سویههای خالص شده، سویه SBU3 بهترین عملکرد را در تجزیه نفتالین در حضور Tween-80 %01/54 ( و عدم ( 03 %( دارا بود. این سویه پس از تعیین سکانس ژن / حضور آن ) 01 rDNA S %33 شباهت به گونه ،00 Marinobacter aquaeoli را نشان داد. مطالعه مقادیر بهینه pH و نسبت مولی C/N در تجزیه نفتالین در حضور Tween-80 نشان داد سویه SBU3 7/ در 4 pH و ، نسبت مولی 011:01 C/N بهترین عملکرد را در تجزیه نفتالین دارد و بالغ بر 54 % نفتالین را در طی 7 روز تجزیه میکند. بهعلاوه نتایج پیروی کنتیک حذف نفتالین توسط سویه مذکور از مدل درجه اول را نشان داد.

تجزیه زیستی مالاتیون توسط کشت میکس سویه های Serratia marcescens BNA1 و Pseudomonas aeruginosa BNA2

محسن شهریاری مقدم
ايران ، سلامت و محیط زیست ، سال : 2016 ، صفحات : 525-534، شاپا: 2008-2029 مقاله در مجله

چکیده

زمینه و هدف: حشره کش‌های ارگانوفسفره استفاده‌های گسترده خانگی و صنعتی داشته و منجر به ایجاد اثرات سمی در سیستم‌های زیستی می‌شوند. زیست پالایی یکی از مهمترین روش‌های تصفیه این ترکیبات در محیط زیست است. این روش به دلیل هزینه‌ها و آثار زیست محیطی کمتر، جایگزین مناسبی برای روش‌های فیزیکو- شیمیایی است. روش بررسی: توان تجزیه زیستی مالاتیون توسط سویه‌های Serratia marcescens BNA1 وPseudomonas aeruginosa BNA2 جداسازی شده از منطقه اروند کنار بررسی و مطالعه شد. به منظور بررسی توان تجزیه زیستی مالاتیون، سویه BNA1 بر روی محیط کشت پایه معدنی به همراه مالاتیون خالص کشت داده شد. همچنین توان تجزیه زیستی مالاتیون خالص توسط کشت خالص و میکس سویه‌های BNA1 و BNA2 به همراه و بدون سورفکتانت (Tween 80)، توسط دستگاه کروماتوگرافی گازی سنجش گردید. یافته‌ها: نتایج نشان داد سویه‌های استفاده شده قادر به تجزیه زیستی مالاتیون خالص هستند. ارتباط معنی‌داری بین میزان تجزیه مالاتیون در تیمار‌های مختلف مشاهده گردید. میزان تجزیه زیستی مالاتیون در تیمار‌های BNA1+Ma (33/88)، BNA2+Ma (26/45)، BNA1+BNA2+Ma (46/96)، BNA1+Ma+Tween80 (61/05)، BNA2+Ma+Tween80 (40/17)، BNA1+BNA2+Ma+ Tween80 (67/79( در صد بدست آمد. نتیجه‌گیری: استفاده از کشت میکس به همراه سورفکتانت منجر به بالاترین کارایی تجزیه زیستی مالاتیون می‌شود. نتایج این مطالعه پس از انجام مطالعات پایلوت می‌تواند برای زیست پالایی مناطق آلوده به سموم ارگانوفسفره استفاده گردد.

مطالعه تغییرات محتوای پروتئینی باکتری سلریباکتر پرسیکوس SBU1 پس از مصرف فنانترن

محسن شهریاری مقدم
ايران ، یافته های نوین در علوم زیستی - Nova Biologica Reperta ، سال : 2020 ، صفحات : 268-274، شاپا: 2423-6330 مقاله در مجله

چکیده

موجودات زنده در شرایط مختلف محیطی ژن­ های متفاوتی را بیان می­ کنند که در نتیجه آن پروتئین­ های متفاوتی سنتز می شوند. این تغییرات به دلیل آداپته شدن ارگانیسم با شرایط محیطی از قبیل حضور مواد سمی است. این مطالعه با هدف بررسی تغییرات پروتئینی ایجاد شده در باکتریSBU1 Celeribacter persicus جداسازی شده از جنگل ­های مانگرو خلیج نایبند در محیط حاوی فنانترن به عنوان تنها منبع کربن و انرژی انجام گرفت. برای مطالعه تغییرات ایجاد شده در محتوای پروتئینی سویه SBU1 C. persicus، باکتری در محیط­ های کشت پایه معدنی حاوی استات سدیم به عنوان شاهد و هم­چنین حاوی فنانترن کشت داده شد. پس از استخراج پروتئین کل، ارزیابی تغییرات ایجاد شده در محتوای پروتئینی باکتریSBU1 C. persicus، با استفاده از الکتروفورز عمودی پروتئین­ ها جداسازی و شناسایی آنها توسط روش MALDI-TOF-TOF MS انجام شد. پس از ارزیابی تغییرات پروتئینی ایجاد شده در محتوای پروتئینی سویهSBU1 ، دو باند که نسبت به تیمار شاهد تغییرات بیشتری را نشان دادند (افزایش میزان بیان پروتئین) جداسازی و پروتئین­ های آنها شناسایی گردید. پروتئین­ های شناسایی شده شامل یک پروتئین کانالی و همچنین پروتئینی با عملکرد ناشناخته بود. به طور کلی نتایج این مطالعه بیانگر ایجاد تغییرات قابل توجهی در موای پروتئینی باکتری SBU1 C. persicus پس از مصرف فنانترن بود. افزایش میزان بیان پروتئین کانالی شناسایی شده، احتمالاً نشان دهده نقش این پروتئین در انتقال مولکول­های فنانترن به داخل و یا خارج از سلول است.

Identification of a new morphotype of the Indian Gerbil, Tatera indica Hardwicke, 1807 (Muridae, Rodentia), from Iran

Mohsen Shahriari Moghadam
Germany , Zoology in the Middle East , Year : 2013 , Pages: 111-113, ISSN:0939-7140 Journal Paper

Abstract

The Indian Gerbil, Tatera indica Hardwicke,1807, is widely distributed in the Near and Far East, including India, Sri Lanka and south of Nepal to the Middle East and Asia Minor (HARRISON & BATES 1991, WILSON & REEDER 1993). In spite of its vast geographic distribution from Palaearctic to Oriental habitats (CORBET & HILL 1991) and its importance as a serious pest species, especially during drought periods in cultivated areas, it has received less attention from the taxonomic and biological perspectives (GREAVES & REHMAN 1977, HUSSAIN et al. 2003). In order to report on the poorly known rodent fauna of the eastern parts of Iran, numerous field trips were conducted during 2009-2010 in the Sistan plain (Zabol region) (60°15’- 61°50’E, 30°05’-31°28’N). A total of 31 specimens of the Indian Gerbil were collected from 12 sampling sites in the Zabol region in addition to other rodents. Specimens of the Indian Gerbil were identified on the basis of morphological and karyological characters (2n=68). When reviewing the external morphology of the collected specimens of the Indian Gerbil, surprisingly, three males were found with white hair at the posterior part of the tail tuft while the rest have an entirely black tuft (Fig. 1). The three males were collected from Bonjar road in the vicinity of Zabol University (one), from the vicinity of Mil-e-Nader police station, north of Zabol region (one), and the third from Shahrak-e Mohammad Abad, 23 km to the south of Zabol city.

Histopathological and Pathomorphological Effects of Mercuric Chloride on the Gills of Persian Sturgeon, Acipenser persicus, Fry

Mohsen Shahriari Moghadam
IRAN , Ecopersia , Year : 2011 , Pages: 23-32, ISSN:2322-2700 Journal Paper

Abstract

Histopathological and pathomorphological effects of 15 ppb mercuric chloride on Persian sturgeon, Acipenser persicus, were investigated using histological and electron microscopy observations. Light microscopy showed that the gill epithelial hypertrophy, wrinkling and hyperplasia in lamellar epithelia and lamellae fusion occurred after 48 h of exposure. Gill epithelia also showed occasional necrosis, which had almost been completed and blood emerged from the capillaries. However, occasional necrosis in some regions of the filament, both with blood emerging and with no bleeding, was observed by using electron microscopy. These injuries were well observed in inter-lamellar regions of the filament and also wrinkling of the lamellar epithelium. Ultrastructural observations showed some cellular disorders in gill epithelium of the Persian sturgeon, A. persicus, fry. In addition, increase in apical vesicles of the chloride cells and necrosis in apical surfaces of some chloride cells, hypertrophy and necrosis of the chloride cells’ mitochondrion and endoplasmic reticulum also were some of the other cellular disorders observed through transmission electron microscopy. In conclusion, the gills of A. persicus fry were sensitive to low concentrations of inorganic mercury (HgCl2).

Salinity tolerance and gill histopathological alterations in Liza aurata Risso, 1810 (Actinopterygii: Mugilidae) fry

Mohsen Shahriari Moghadam
Italy , Italian Journal of Zoology , Year : 2013 , Pages: 503-509, ISSN:1125-0003 Journal Paper

Abstract

Gill histopathological alterations in Golden Grey Mullet, Liza aurata, fry in acute salinity exposure were studied by light and scanning electron microscopy (SEM). The Golden Grey Mullet fry was obtained from the south of the Caspian Sea and acclimated to brackish water (12 ppt). Fry (adapted in 12 ppt salinity) were transferred directly to salinities of 40, 45, 50, 55, 60, 65 and 70 ppt. Mortality occurs more rapidly over a narrow range of salinity from 45 to 60 ppt. Mortality was 100% in salinity higher than 60 ppt. Histopathological gill alterations included edema of the epithelial cells with the breakdown of pillar cells, hypertrophy and hyperplasia of epithelial and chloride cells. According to SEM observation, two types of chloride cells were identified in gill of L. aurata fry. In Type I, crypts usually had large openings and were occasionally ornamented with short microvilli, and, in Type II, crypts resembled a narrow and deep hole. The number of Type II increased following elevated salinity. lethal concentration50 (LC50) 24-, 48-, 72- and 96-h values calculated with the probit method were 50.11, 49.91, 49.91 and 49.91 ppt, respectively. This study showed that the gill was the primary target organ for the acute effects of salinity.Moreover, the type of chloride cells and gill structure is affected by acute salinity such that these alterations must be one of the reasons for death in some treatments.

Celeribacter persicus sp. nov., a polycyclicaromatic- hydrocarbon-degrading bacterium isolated from mangrove soil

Mohsen Shahriari Moghadam
English , International Journal of Systematic and Evolutionary Microbiology , Year : 2016 , Pages: 1875-1880, ISSN:1466-5026 Journal Paper

Abstract

A Gram-stain-negative, mesophilic bacterial strain, designated SBU1T, which degrades polycyclic aromatic hydrocarbons was isolated from the sediments of the mangrove forests of Nayband Bay in the Iranian Persian Gulf during a bioremediation experiment. The 16S rRNA gene sequence of strain SBU1T exhibited highest similarities with Celeribacter indicus P73T (98.52 %) and Celeribacter neptunius H 14T (97.05 %). Phylogenetic analysis, based on 16S rRNA gene sequences, demonstrated that strain SBU1T fell within a cluster consisting of the type strains of species of the genus Celeribacter and formed a stable clade with C. indicus P73T in trees generated with three algorithms. The fatty acid profile of strain SBU1T consisted of the major fatty acids C18 : 1v7c/v6c and C18 : 1v7c 11-methyl. The major compounds in the polar lipid profile were one phosphatidylglycerol and four unidentified phospholipids. The quinone system exclusively comprised ubiquinone (Q-10). The DNA G+C content was 60.4 mol%. A combination of phylogenetic analysis, DNA–DNA hybridization estimation, average nucleotide identity results and differential phenotypic and chemotaxonomic characteristics demonstrated that strain SBU1T could be distinguished from its close relatives. Therefore, strain SBU1T is considered to represent a novel species of the genus Celeribacter for which the name Celeribacter persicus sp. nov. is proposed.

Optimization of phenol biodegradation by efficient bacteria isolated from petrochemical effluents

Mohsen Shahriari Moghadam
IRAN , Global Journal of Environmental Science and Management , Year : 2016 , Pages: 249-256, ISSN:2383-3572 Journal Paper

Abstract

Phenol is an environmental pollutant present in industrial wastewaters such as refineries, coal processing and petrochemicals products. In this study three phenol degrading bacteria from Arak Petrochemical Complex effluent were isolated which consume phenol. Molecular analysis was used to identify bacteria and isolated bacteria were identified as Rhodococcus pyridinivorans (NS1), Advenella faeciporci (NS2) and Pseudomonas aeroginosa (NS3). Among the isolated strains, NS1 had the highest ability to degrade phenol. In order to observe the best yield in phenol biodegradation using NS1, optimization was performed using one factor at a time of experimental design to investigate the effect of four factors, including pH, temperature, phosphate and urea concentration. The optimal biodegradation condition through or tho pathway was pH = 8, urea = 1 g/L, temperature = 30°C and K2HPO4 = 0.5 g/L. Under the suggested condition, a biodegradation efficiency of 100% was achieved. Moreover, NS1 has shown growth and phenol degradation in concentrations between 250 to 2000 mg/L. In a nutshell, the results revealed that phenol efficiently consumed by NS1 as the sole carbon source. Obviously, the isolate strain may be seen as an important tool in the bioremediation of wastewater effluent, petrochemical complex.

Phenol biodegradation by bacterial strain O-CH1 isolated from seashore

Mohsen Shahriari Moghadam
IRAN , Global Journal of Environmental Science and Management , Year : 2019 , Pages: 109-118, ISSN:2383-3572 Journal Paper

Abstract

Phenol and phenolic compounds are among the most recognized environmental pollutants which exist in industrial wastewater and enter the biological cycles due to the solubility in water. Bioremediation is one of the cost-effective and Eco-friendly methods for phenol removal. In this study, the most effective phenol- degrading bacterial strain was isolated and identified from the shores of the Oman Sea by 16S rDNA. The optimal conditions of various factors, such as pH, temperature, carbon to nitrogen ratio and salinity for the phenol biodegradation, were determined using the experimental design based on Taguchi method with L9 array (34). Ability of the isolated strain (Halomonas elongata strain O-CH1) in degradation of different phenol concentrations was analyzed. The optimum operating conditions for phenol removal were determined in pH value of 8, temperature of 35 ˚C, carbon to nitrogen ratio of 100:30 (g/L) and salinity of 35 (g/L). In these conditions, 97% of the phenol was removed from the mediums. According to the optimization results, salinity and pH were the most influential factors in the biodegradation of phenol. The O-CH1 was able to grow and degrade phenol at concentrations of 250 mg/L to 1500 mg/L. Considering the high potential of this strain for phenol degradation, determining the optimal conditions for the biodegradation and its efficacy at high concentrations of phenol, the findings in this study can be used in the biological treatment of phenolic wastewater.

انباشتگي جيوه غير آلي در عظله و روده تاس ماهي ايراني Acipenser persicus در شرايط آزمايشگاهي

محسن شهریاری مقدم
ثبت نشده ، سال : -0001 مقاله کنفرانسی

چکیده

تجزيه زيستي نفت سبك توسط باكتري جدا شده از رسوبات جزيره كيش

محسن شهریاری مقدم
ثبت نشده ، سال : -0001 مقاله کنفرانسی

چکیده

  •    Direct Phone: _
  •    Internal Phone: _
  •    Fax: _
  •    Email: mohsen.shahriari@uoz.ac.ir